«همسترکامبت»پروژهٔ عمومیسازی رمزارزها

یکی از گرفتاریهای ما ایرانیها فهم نادرست از مقولۀ تحلیل است؛ برخی تحلیل را به برشمردن آرزوهایشان تقلیل میدهند و عدهای نیز تحتتأثیر درد مزمن «توهم توطئه» همۀ تلاششان نشاندادن نقش نیروهای اهریمنی در وقوع هر پدیده و رویدادی است. آخرین مثال از این گرفتاری، دوقطبی شکلگرفته و به طبع تحلیلهای ارائهشده پیرامون پروژۀ «همسترکامبت» است.
عدهای فارغ از توجه به وضعیت اقتصادی شهروندان، استقبال ایرانیان از همسترکامبت و پروژههای مشابه را تب اجتماعی تازه ای دانستهاند و آن را به «رفتار گلهای» جامعه تقلیل دادهاند. همچنانکه برخی تحلیلگران نیز تحتتأثیر «تئوری توطئه» خلق و گسترش چنین پروژههایی را برنامۀ امپریالیسم برای تغییر فرهنگ کسبوکار و بالطبع تضعیف اقتصاد کشورهای درحالتوسعه و کمتر توسعه یافته قلمداد کردهاند، شوربختانه اغلب تحلیلهای انتشاریافته در رسانههای جریان رسمی (روزنامهها، تلویزیون و…) چنین بودهاند. در مقابل چنین تحلیلهایی، برخی از فعالان شبکههای اجتماعی با سوءاستفاده از «اضطراب پولی» شهروندان (نوعی اضطراب است که در اثر استرس مالی ایجاد میشود) و به جهت نمایش «من تحلیلگر» و جذب مخاطب در شبکههای اجتماعی، پروژۀ همسترکامبت را معدن طلا معرفی میکنند.
بهراستی واقعیت پروژهٔ همسترکامبت چیست؟
برای پاسخ به این پرسش باید به مهمترین نظریۀ اجتماعی طرحشده در رابطه با آیندۀ جهان تحتتأثیر وسایل ارتباط جمعی رجوع کرد. تئوری «دهکدۀ جهانی» در سال ۱۹۶۴میلادی توسط جامعهشناس کانادایی «مارشال مکلوهان» مشهور به «نیوتن عصر نوین» و «پیشگوی فرزانه» ارائه شد که براساس این نظریه، «رسانههای جمعی از طریق تأثیرات فرهنگی فراگیرشان جهان را به اندازۀ یک دهکده تقلیل خواهند داد.»
همچنین مک لوهان بر این نکته تأکید بسار میکند: «این اکوسیستم ملزومات، تسهیلات و فرهنگ خاص خود را در بستر زمان خلق، عمومیسازی و توسعه خواهد داد.» بیشک زایش و توسعۀ فزایندۀ شبکههای اجتماعی، رقابت بخش خصوصی قدرتمند جهان فارغ از نگرش دولتها برای ارائۀ اینترنت ماهوارهای پرسرعت، پایدار و فراگیر و همچنین خلق ارزهای دیجیتال، مثالهای واضح و روشن از تحقق نظریۀ دهکدۀ جهانی مدنظر مک لوهان است.
ارزهای دیجیتال ابزار تسهیل دادوستد متناسب و منطبق با اکوسیستم مجازی جهانی است که اگرچه طی سالهای اخیر شاهد توسعۀ استفاده از آنها در جامعۀ جهانی بودهایم، اما عمومیشدن این ابزارهای متناسب با توسعۀ اکوسیستم مجازی جهانی نبوده و لذا میتوان پروژۀ همسترکامبت و سایر پروژههای مشابه را بخشی از تلاش هدفمند و چارهاندیشی آگاهانۀ بازیگران اصلی دهکدۀ جهانی برای «عمومیسازی رمزارزها» دانست. شاهد این ادعا نیز رجوع به سپیدنامۀ پروژۀ همسترکامبت است (سپیدنامه، سندی رسمی است که قبل از رویدادهایی مانند عرضۀ اولیه توکن و یا ایردراپ منتشر میشود تا در مورد فناوری، متدهای بهکاررفته، محصول و یا ارائۀ خدمات جدید پروژه و بهطور کلی اهداف پروژه اطلاعات دقیقی ارائه شود) در سند سپیدنامۀ همسترکامبت، به چهار مورد بهعنوان دلایل اصلی این بازی اشاره کرده اند که نخستین دلیل که به آن اشاره شده است، «آشنایی انبوهی از مردم با مفاهیم رمزنگاری و بلاکچین به روشی ساده از طریق گیمیفیکیشن (هنر تعبیهکردن مکانیزمهای بازی در فضاهایی است که بهصورت پیشفرض برای بازی طراحی نشدهاند) است.
آری؛ ارز دیجیتال واقعیت جهان امروز است و پروژۀ همسترکامبت تلاش هدفمند و چارهاندیشی آگاهانۀ بازیگران اصلی دهکدۀ جهانی برای «عمومیسازی رمزارزها» بهعنوان ابزار دادوستد جهان امروز و دهکدۀ جهانی مدنظر مک لوهان است.





