رژیم ایران در حال فریب ترامپ است

در یادداشتی تحلیلی نوشت که دولت ترامپ هنوز در مراحل ابتدایی شناخت رژیم ایران قرار دارد و تصور شکاف عمیق و غیرقابلمذاکره بودن تهران، اشتباه استراتژیک است.
به نوشته طوسی، یکی از عجیبترین جنبههای رویارویی کنونی آمریکا با ایران این است که در عصر جنگهای پیشرفته، برخی اصول پایهای فراموش شدهاند: داشتن سلاح کافی، حفظ متحدان و تعریف دقیق هدف نهایی. اما مهمترین اصل، «شناخت دشمن» است.
دولت ترامپ بارها ادعا کرده رژیم ایران «به شدت شکسته» یا آنقدر متفرق است که حتی نمیتواند مذاکره کند. ترامپ در آوریل در شبکههای اجتماعی نوشته بود حکومت ایران «بهطور جدی شکسته شده» و در یک تجمع ماه گذشته گفت: «نمیدانم اصلاً با چه کسی باید طرف شوم.» یکی از مقامات ترامپ نیز به پولیتیکو گفته بود که «جناحهای» رژیم اهدافی «گاهی کاملاً متفاوت» دارند و مدام «هدف را جابهجا میکنند».
واقعیت ساختار قدرت در تهران
طوسی تأکید میکند که رژیم اسلامگرای ایران هرگز یکدست نبوده است. این رژیم لایهها و عناصر متعددی دارد که با هم بحث و برای نفوذ نزد رهبر رقابت میکنند. افراد کنار گذاشته میشوند، اما تقریباً نیمقرن است که رژیم حتی در جنگهای چندساله هم از هم نپاشیده است.
یک مقام آمریکایی آشنا با سیاست خاورمیانه تیم ترامپ به طوسی گفته: «بدون شک بحثهای جدی داخل رژیم ایران وجود دارد، اما این موضوع تازه نیست. مجتبی [خامنهای] به دلیل تازگی و دور از چشم بودن، یک کارت وحشی است، اما هنوز هیچ نشانه علنی از شکافها یا شکستگیهای بیسابقه و بیثباتکننده رژیم دیده نمیشود.»
کاخ سفید اما این تحلیلها را رد کرده است. آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید، گفت: «این مفسران صندلینشین صرفاً در حال فرضیهپردازی هستند و این ایده که درک بهتری از موضع ایران نسبت به مذاکرهکنندگان آمریکایی دارند که واقعاً با طرف مقابل حرف زدهاند، مضحک است.»
بحثهای تاکتیکی، نه استراتژیک
رژیم ایران اکنون بیش از همیشه منزوی و تحت فشار است: ضربات سنگین به توان نظامی، کشته شدن دهها مقام ارشد در روزهای اول جنگ (از جمله رهبر قبلی)، محاصره دریایی آمریکا، تحریمهای جدید و ادامه حملات هوایی. بحثهای داخلی نیز بیش از گذشته علنی شدهاند.
رئیسجمهور مسعود پزشکیان خواستار بازگشت دیپلماسی است، چون اقتصاد در خطر است. برخی دیگر با توصیف یادداشت تفاهم پیشین با واشنگتن بهعنوان «تکه کاغذی که کاملاً به ضرر ما بود»، بر ادامه مقاومت تأکید دارند. مجتبی خامنهای از زمان مجروحیت گزارششده در ابتدای جنگ در انظار عمومی ظاهر نشده، اما تیم امنیت ملی خود را تغییر داده و چهرههای سختگیرتری را بالا آورده است. موضعگیریهای او نیز مبهم بوده؛ یادداشت تفاهم را تأیید کرده اما گفته «در اصل نظر دیگری داشتم».
کارشناسان و مقامات فعلی و سابق آمریکایی که طوسی با آنها صحبت کرده، عموماً موافقند که این «تغییر شکل» رژیم، همان روال معمول است. سپاه پاسداران نفوذ قابلتوجهی دارد و اختلافات داخلی عمدتاً درباره تاکتیک است، نه استراتژی. رژیم هنوز بهطور محکم کنترل را در دست دارد.
سانام وکیل از اندیشکده چتم هاوس میگوید تیم مذاکرهکننده ترامپ نباید تعجب کند اگر طرف ایرانی بدون تأیید دیگران در تهران تعهد ندهد: «این سیستمی است که همیشه بر مذاکره داخلی و اجماع بنا شده. همه همیشه پشت خود را میپوشانند.»
شباهت به اختلافات داخل تیم ترامپ
طوسی مینویسد بحثهای داخل ایران چندان متفاوت از اختلافات داخل دولت ترامپ نیست. معاون رئیسجمهور جیدی ونس کمتر جنگطلب است تا وزیر دفاع پیت هگست. کنگره هم تقسیمشده، هرچند بهدلیل ترس جمهوریخواهان از ترامپ کمتر وارد بحث میشود. خود ترامپ هم مدام نظرش را عوض میکند.
علی واعظ از گروه بحران بینالملل معتقد است هر تلاش آمریکا برای عمیقتر کردن شکافهای رژیم احتمالاً بیهوده است: «این افراد در یک قایق نشستهاند. یا با هم غرق میشوند یا با هم زنده میمانند.»
بهنام بنطالبلو از بنیاد دفاع از دموکراسیها اما میگوید زمان میتواند همه چیز را تغییر دهد. فشار خارجی ممکن است در بلندمدت به جداییها یا اختلالاتی منجر شود که رژیم را به اشتباه در داخل یا خارج وادارد؛ چیزی که او «مارپیچ مرگ» مینامد.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، نیز اخیراً با اعلام تحریمهای جدید، سربازان ایرانی را به سرپیچی از رژیم فراخواند و به سقوط دیوار برلین اشاره کرد.
آریانه طباطبایی، مقام سابق پنتاگون در دولت بایدن، هشدار میدهد که چالش بلندمدت رژیم ممکن است از داخل کشور بیاید؛ جایی که نارضایتی مردم از حکمرانی، فساد و مشکلات اقتصادی رو به افزایش است. اما او یادآوری میکند که همین نارضایتیها در اعتراضات اواخر ۲۰۲۵ و اوایل ۲۰۲۶ باعث شد برخی بازهای آمریکایی بهاشتباه فکر کنند رژیم آماده سقوط است.
طوسی نتیجهگیری میکند که اگر فشار نظامی و اقتصادی آمریکا کارساز نباشد و ترامپ دوباره به دیپلماسی روی آورد، برای رسیدن به توافق باید پیشنهادی ارائه شود که هم عملگرایان، هم تندروها و هم کسانی که در میانه هستند را راضی کند.





