کرونا زیگزاگی قربانی میگیرد

بهناز جلاليپور / دنیای اقتصاد: موج هفتم کرونا با آمار و اطلاعات متناقض در حال گذر است. درحالیکه تعداد شهرهای با وضعیت قرمز کاهش داشته و موارد بستری نیز سیر نزولی داشته، اما شهرهای پرخطر از ۱۲۹ به ۱۸۴ شهر رسیده و تعداد شهرهای با وضعیت آبی هم تعدادشان کم شده است. با وجود شرایط آرام چند بیمارستان در هفته اخیر، آمار مبتلایان همچنان صعودی است، اما تعداد مرگها سیر زیگزاگی دارد. به همین دلیل پیشبینی درباره آینده نزدیک بسیار دشوار شده است و تحلیلهای متناقضی از آن میشود.
وقتی همه در خواب هستند، بیخیال و بیخبر از دنیا و ویروسهایش، ایران باز ریز ریز نقش و نگار عوض کرده و رنگها جا عوض کردهاند. روزبهروز سفیدها جایشان را به زردی میدهند و زردهای پیشین، سرخ میشوند. کووید-۱۹ با خیال آرام زیر سایه هشدارهای صداوسیما که حذف شده، خانه به خانه پیشروی میکند و تن به تن را فتح میکند، به خصوص آنها که خود را درگیر ماسک و خانهنشینی نمیکنند و واکسن را هم به صلاح بهداشت تن و بدنشان نمیبینند. اما مرگومیرهای حاصل از کرونا در سویه هفتم با این پا و آن پا کردن آن به ۹۰ نفر در روز هم رسید. چند قدم عقبتر از امروز، مرگ و ابتلای هر ایرانی آواری بود که فرو میریخت. تبدیل شدن آدمها به عدد و آمار، یک فاجعه انسانی بود. هرچه زور و بازوی کووید-۱۹ و دلتا و بتا و هر آنچه بدتر از آن بود معلومتر میشد، وهم اعداد بیشتر میشد و راحتتر روی سرازیری میرفتند. آن وقتها مدام بحث نشستن در خانه بود و واکسن و حذف دورهمیها. اما با صفر شدن آمارها و هلهله از توانایی کنترل بعد از آن همه جان که رفتند و بیخیال شدن همه هشدارها، باز نقشه ایران رنگ به رنگ شد. این سفید و زرد و قرمز شدن از جنس آن چهارشنبه سوری نیست که زردی به آتش بدهی و سرخی را به نیت سلامتی بگیری. این سرخی، همهاش درد است.
سینا روایت میکند
بیمارستان سینا از جمله مراکز درمانی است که بخش ویژه کرونا در آن هنوز فعال است. رفت و آمدها در این بیمارستان همیشه خدا، زیاد است. بیماران کرونایی میآیند، ساعتی میمانند و دارو و درمان میگیرند و میروند. بعضی که وضعیت وخیمتری دارند ممکن است ساعاتی هم بستری شوند. حسین کرمانپور، مدیر اورژانس بیمارستان سینا میگوید: «روزهای اول پیک جدید که از اواخر تیرماه آغاز شد، افزایش قابل ملاحظهای در تعداد بستریها داشتیم، اما بعد از آن روال ثابت است. یعنی نسبت به قبل از پیک افزایشی است، اما روند نسبت به اول پیک ثابت است. این آمار نشان میدهد واکسن اثرگذار بوده و مردم هم شیوه مراقبت را میدانند که چه زمانی به بیمارستان مراجعه کنند. اکنون موج افزایش باید در مطبها باشد. برخلاف پیکهای قبلی که بیشتر مراجعات به بیمارستانها بود. دلیل تناقض در آمار نیز همین نکته است.» تعداد مرگها زیگزاگی است. پیشتر از ۲۰-۳۰ شروع میشد و تا ۶۰۰ هم بالا میرفت، در پیک کنونی تا ۸۰ هم رسید و بازگشت، در عین حال که رو به رشد است، اما باز هم کاهش دارد. دکتر کرمانپور میگوید: «با افزایش بیماران و مراجعات، بالطبع کیفیت خدمات و مراقبتها کاهش پیدا میکند و آسیب بیمار نیز ممکن است بیشتر شود. موضوعی که در همه دنیا صدق میکند.» اکنون در اورژانس این بیمارستان چند نفر بستری هستند و در بخش شاید ۱۰نفر، اما دو هفته پیش ۲۰ نفر در اورژانس بودند و همین تعداد هم در بخش بستری بودند. این آمار بیمارستان به بیمارستان متفاوت است. اکنون بیماران حق انتخاب پیدا کردهاند و به بیمارستان مورد نظرشان مراجعه میکنند.
واکسنها توان رویین کردن ندارند
بیمارهایی که اکنون به بیمارستان مراجعه میکنند، بیشتر کسانی هستند که واکسن زدهاند و با تصور رویینتن شدن، ماسک را کنار گذاشتهاند، در حالی که واکسن تنها میتواند توان مقاومتی بدن را در مقابل بیماری افزایش دهد. درصد ایمنسازی واکسنها نیز از ۸۵ تا ۹۵ درصد را ضمانت میکند. به خصوص آنکه آنها در یک پروسه طولانیمدت ساخته نشدهاند. در ایران با توجه به شیوه و نوع واردات، واکسن سینوفارم بیش از سایرین در دسترس بود و به اجبار یا اختیار مورد استقبال حداکثری قرار گرفت. اتفاقا نتیجه آن هم موفق بود، اگرچه واردات آن با تاخیر بود و آمار قربانیان را تصاعدی بالا برد. دکتر کرمانپور در خصوص کیفیت انواع واکسنهای موجود در ایران میگوید: «هیچ واکسنی از نانوایی بیرون نیامده، حتی واکسن برکت. درصورتی که کوچکترین نقصانی داشته باشد، تولیدکننده آن کامل کنار گذاشته خواهد شد. اتفاقی که برای هر داروسازی در دنیا رخ میدهد.»وقتی پای اعداد و آمار پیش میآید، جز سری که به تاسف به چپ و راست میرود، کار دیگری نمیشود انجام داد. کاری که دکتر کرمانپور هم انجام میدهد. آماری در دست نیست که از بیمارانی که اکنون مراجعه میکنند، چه دزهایی را تزریق کردهاند یا چه واکسنهایی را زدهاند یا کلا زیر بار واکسن نرفتهاند. گروه آخر معمولا تا میتواند از جواب شانه خالی میکند. دور و برمان آدمهایی هستند که یا چندباره کرونا گرفتهاند یا با تزریق حتی چهار دز، دو بار و سه بار مبتلا شدهاند. این هیولا پشت هیچ سدی نمیماند و هفت لایه پوست و گوشت و سیستم ایمنی را پشت سر میگذارد. دکتر کرمانپور در توضیح میگوید: «هر چه پیش آمدهایم، قدرت سرایت آن افزایش یافته است. دیگر آنکه در انواع قبلی این میزان جهش ژنی وجود نداشت. در عین حال که قدرت تخریبکنندگی آن کمتر شده، اما توان عبور و فرار از واکسن را پیدا کرده است. به نوعی آماده فرار از شرایط امنی است که برای بدن ایجاد شده است. البته اطمینان خاطر از حفاظت از ریه بیشتر است.»او همچنان تاکیدش بر همان ماسک و حفظ فاصله است، موضوعی که مدام کمرنگ میشود و حتی در بیمارستان هم میتوان افرادی را دید که ماسک ندارند، به وفور نه، اما همان تعداد اندکشان هم در این شرایط نا ایمن زیاد است. از اکنون باید روزهای خاکستری را انتظار کشید. روزهایی که تجمعات برگزار شده، سفر کردهها رفتهاند و آمدهاند و خوب ویروسها را داد و ستد کردهاند، از آن وقت احتمال نقشه ایران مدام رنگ به رنگ شود.
نقابها از صورت برافتادند
بدون هیچ اپیدمی و شیوعی، بیمارستانها میتوانند مرکز نقل و انتقالات انواع ویروسها و بیماریها باشند. اما حالا نه بیماران و مراجعان ماسک برایشان اهمیتی دارد و نه ماموران و نگهبانان و حتی کارکنان بیمارستان اعم از پزشک و پرستار هشدار سفت و سختی به آنهایی میدهند که ماسک از صورت برداشتهاند. اورژانس بیمارستان رسولاکرم قل میزند از انواع مریضهایی که یکی از شکماش خون میرود و آن دیگری قرص خورده یا هر چیز دیگری. شلوغی غریبی است که ماسکهایی که بر صورت نیست و جمعی که کیپ کنار به کنار هم ایستاده و خوابیدهاند، آن را خوفناک کرده است. شرایطی که تنها باید جانت را برداری و فرار کنی. بیمارانی که احتمال کرونا میدهند، میآیند و ویزیت میشوند و میروند. برخلاف دوره قبل که فشار زیادی بر این بیمارستان بود، اینبار چندان خبری از بستریها و حالهای وخیم نیست. آنها هم که کرونا دارند، یا واکسن نزدهاند یا تا توانستهاند، در هر جمع و تجمعی شرکت کردهاند. یعنی عزا و عروسی را بیجواب نگذاشتهاند. این را رئیس اورژانس میگوید که میان آن همه مریض دست و پا میزند.
محاصره بیمارستان میان چادرهای کمپ
چادرهای رنگی کمپ بیمارستان امام خمینی را مثل یک حلقه سفت و سخت در آغوش گرفتهاند. گوجه و خیاری به هم تعارف میکنند و سر شب پا دراز میکنند تا خستگی همه بدوبدوی روز را به در کنند. مریضهایشان کوچک و بزرگ در بیمارستان خوابیدهاند و گوشه پیادهرو هم سهم آنها شده است. ورودی اصلی بیمارستان، سوله بزرگی است که از ابتدای اپیدمی، سند به نامش زده شده تا همین حالا. آن وقتها زیر فشار ورودی بیمار و حتی خروجیهای زیادی بود که به سردخانه میرفتند و حالا زیر فشار نه چندان شدید بیماران کرونایی است. یا نسخه میگیرند و میروند یا روز و ساعاتی بستری میشوند.





