آیا بحران طولانیمدت تنگه هرمز میتواند به عصر سفرهای هوایی ارزان و دوربرد پایان دهد؟

نویسنده: گابریله مالویسی
لندن – بحران در تنگه هرمز، سوخت هواپیما را به بزرگترین آسیبپذیری استراتژیک صنعت هوانوردی تبدیل کرده است. افزایش شدید قیمتها، بر هم خوردن برنامههای پروازی و این پرسش جدی مطرح شده که آیا عصر سفرهای ارزان و پرشمار دوربرد به پایان رسیده است؟
آشوب فعلی از یک حمله نظامی محدود به ایران آغاز شد، اما اکنون به یک شوک عرضه جهانی تبدیل شده که ترازنامه شرکتهای هواپیمایی، مخازن سوخت فرودگاهها و برنامه سفرهای تعطیلات را از لندن تا لاگوس و لاهور تحت تأثیر قرار داده است.
در قلب این آشفتگی، یک واقعیت ساده جغرافیایی نهفته است: تنگه هرمز به طور معمول حدود یکپنجم نفت حملشونده از راه دریا در جهان را عبور میدهد، از جمله نفت خامی که به پالایشگاههای آسیا و اروپا میرود و همچنین حجم زیادی از سوخت جت تصفیهشده که مستقیماً از تأسیسات خلیج فارس صادر میشود.
از زمانی که جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل تشدید شده و ترافیک نفتکشها در هرمز به قطرهچکانی تبدیل شده، هم مواد اولیه و هم محصول نهایی تحت فشار قرار گرفتهاند؛ یک گلوگاه دوگانه که هوانوردی را به طور خطرناکی در معرض آسیب قرار داده است.
جهش قیمت سوخت جت؛ بیش از دو برابر شدن از فوریه
نتیجه این وضعیت، شوک قیمتی شدیدتری نسبت به هر چیزی است که در سالهای اخیر دیده شده. به گزارش اتحادیه بینالمللی حملونقل هوایی (IATA)، قیمت پایه سوخت جت از اوایل فوریه تاکنون حدود دو برابر شده و بسیار سریعتر از نفت خام افزایش یافته است، زیرا معاملهگران کمبود طولانیمدت نفت سفید درجه هوانوردی را پیشبینی میکنند.
در سنگاپور، قیمت سوخت جت در مقطعی بیش از ۷۰ درصد جهش کرد و به بالای ۲۲۰ دلار در هر بشکه رسید. سوخت جت اروپا نیز به سطوح تاریخی صعود کرده است.
آژانس بینالمللی انرژی در اواسط آوریل هشدار داد که اگر اختلالات در هرمز ادامه یابد، اروپا ممکن است تنها «حدود شش هفته» تا کمبود جدی سوخت در فرودگاههای خود فاصله داشته باشد. هرچند تاکنون از بدترین سناریو جلوگیری شده، اما این رویداد پالایشگران و تاجران را مجبور به طراحی مجدد نقشههای تجاری برای حفظ حرکت حملونقل هوایی کرده است.
فشار بر خطوط هوایی؛ افزایش بلیت، حذف مسیرها و تعدیل ظرفیت
سوخت در حال حاضر بزرگترین هزینه برای بیشتر خطوط هوایی است و در شرایط عادی ۲۵ تا ۳۰ درصد هزینههای عملیاتی را تشکیل میدهد. برای شرکتهای هواپیمایی در مناطقی مانند آفریقا که وابستگی بیشتری به سوخت دارند، این رقم بسیار بیشتر است.
خطوط هوایی بزرگ در اروپا، آسیا و خاورمیانه برنامه تابستانی خود را کاهش دادهاند، مسیرهای کمبازده را حذف کرده و برخی هواپیماها را زمینگیر کردهاند تا سوخت را برای سودآورترین مسیرهای خود حفظ کنند. برخی دیگر نیز مسیرهای پروازی خود را به دور از حریم هوایی ناآرام تغییر دادهاند، به ویژه در کریدورهای دوربردی که اروپا، آسیا و استرالیا را به هم متصل میکردند.
هستههای خلیج فارس که بر پایه سوخت ارزان و موقعیت جغرافیایی خود ساخته شدهاند، فشار را به شدت احساس میکنند. اختلالات و تهدیدات موشکی در اطراف فرودگاههای کلیدی امارات و قطر در هفتههای اول درگیری، باعث لغوهای گسترده و تغییر مسیر پروازها شد و اتصالی را که ابوظبی، دبی و دوحه را به گرهگاههای جهانی تبدیل کرده بود، تضعیف کرد.
قیمت بلیت هواپیما افزایش یافته؛ سفرهای ارزان در خطر
بلیتهای کلاس اقتصادی دوربرد در برخی مسیرهای اروپا-آسیا و اروپا-استرالیا نسبت به سال قبل دهها درصد افزایش یافته و تحلیلگران انتظار دارند اگر قیمتهای کنونی سوخت ادامه یابد، میانگین نرخ بلیت در جهان بیشتر شود.
برخی خطوط هوایی از هزینههای اضافی سوخت (سورشارژ) به عنوان شیر فشار استفاده میکنند. کارشناسان میگویند این هزینههای اضافی در برخی مسیرهای کلاس تجاری از ۱۰۰۰ دلار نیز فراتر رفته و به سرعت افزایش مییابند اما به ندرت کاهش مییابند.
هزینه روزانه ۶۰۰ میلیون دلاری برای صنعت سفر و گردشگری جهانی
شورای جهانی سفر و گردشگری تخمین میزند که درگیری ایران در حال حاضر روزانه حدود ۶۰۰ میلیون دلار به صنعت سفر و گردشگری جهان زیان میزند و سهم قابل توجهی از این ضرر در منطقه خاورمیانه متمرکز است.
پروژه آکسفورد اکونومیکس پیشبینی میکند که اگر قیمتهای بالای بلیت، کاهش اتصال و نگرانیهای امنیتی ادامه یابد، دهها میلیون سفر به مقصد خاورمیانه و از آن منطقه در سال جاری در معرض خطر قرار گیرد.
آیا عصر سفرهای ارزان به پایان رسیده است؟
این بحران نشان داده که خطوط حیاتی انرژی هوانوردی تا چه حد متمرکز شده و چه حجم کمی از افزونگی (redundancy) وجود دارد زمانی که یک گلوگاه به خطر میافتد.
کارشناسان معتقدند بیش از آنکه پایانی بر سفرهای ارزان دوربرد باشد، این بحران آسیبپذیری مدل هاب خلیج فارس را نشان میدهد. انتظار میرود هابهای ثانویه مانند استانبول، نایروبی و کوالالامپور نقش خود را به عنوان افزونگی استراتژیک تقویت کنند.
با این حال، برخی تحلیلگران تأکید میکنند که اگر تنگه هرمز عادی شود، منطقه خلیج فارس نه تنها بهبود مییابد، بلکه ممکن است موقعیت خود را بیشتر تثبیت کند.
نکته مهم این است که هوانوردی امروز دیگر فقط یک وسیله حملونقل نیست؛ بلکه زیرساختی استراتژیک است که تجارت، سرمایهگذاری، گردشگری و ارتباط ژئوپلیتیکی را شکل میدهد. پایان دوران سفرهای ارزان به معنای پایان سفرهای جهانی نیست، اما ممکن است نقطه پایانی بر عصری باشد که در آن اتصال حملونقل هوایی به طور دائم ارزان، فراوان و از نظر ژئوپلیتیکی مصون فرض میشد.





