
همزمان با ادامه جنگ ایران و آمریکا و تداوم بسته بودن تنگه هرمز، این پرسش مطرح شده که این درگیری چگونه جایگاه و استراتژی کلان ایالات متحده را در جهان دستخوش تغییر خواهد کرد. سه کارشناس ارشد شورای آتلانتیک در یادداشتی تحلیلی به بررسی ابعاد مختلف این موضوع پرداختهاند.
استراتژی بزرگ: اکنون زمان «چرخش به سمت آسیا» نیست
متیو کرونیگ، معاون ژئواستراتژی شورای آتلانتیک، معتقد است برخلاف نظر برخی تحلیلگران که خواستار خروج آمریکا از خاورمیانه و تمرکز بر آسیا هستند، جنگ ایران نشان داد که خاورمیانه همچنان صحنهای حیاتی برای استراتژی کلان واشنگتن باقی میماند.
به گفته کرونیگ، اگرچه برخی معتقدند آمریکا با توجه به استقلال انرژی خود دیگر به نفت خاورمیانه وابستگی ندارد، اما بازار انرژی جهانی است و اختلال در عرضه در هر نقطهای از جهان، قیمت بنزین در آمریکا را افزایش میدهد. در حال حاضر متوسط قیمت هر گالن بنزین معمولی در آمریکا به ۴.۵۰ دلار رسیده است.
وی افزود: «تنها پنتاگون توانایی لازم برای نابودی تأسیسات هستهای عمیقاً مدفون ایران و تضعیف چشمگیر تواناییهای متعارف نظامی ایران را داشت.» به باور کرونیگ، واشنگتن باید هزینههای دفاعی خود را افزایش داده و پایگاه صنعتی دفاعی خود را بازسازی کند. بودجه پیشنهادی ۱.۵ تریلیون دلاری ترامپ برای دفاع، دقیقاً در همین مسیر است.
آسیای شرقی: ایجاد ذخایر تسلیحاتی و اشتراک درسهای جنگ با متحدان
مارکوس گارلاوسکاس، مدیر ابتکار امنیت هند و اقیانوس آرام در شورای آتلانتیک، معتقد است که جنگ ایران لزوماً باعث ایجاد پنجره فرصت برای رقبای آمریکا در منطقه آسیا نشده است. به گفته وی، ارتش چین هنوز برای تصرف تایوان آماده نیست و کره شمالی نیز با توجه به تعهدات سنگین خود در جنگ اوکراین، هنوز آماده شروع جنگی جدید نیست.
گارلاوسکاس چهار اقدام را برای تقویت بازدارندگی در شرق آسیا توصیه میکند:
۱. جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای به عنوان پیششرط پایان درگیری
۲. افزایش چشمگیر ذخایر موشکهای رهگیر با کمک متحدان و همچنین استفاده از سلاحهای انرژیمحور و توپهای سریعآتش برای حل مشکل «عمق مهمات»
۳. کمک آمریکا به تأمین امنیت انرژی متحدان خود در شرق آسیا از طریق صادرات گاز طبیعی مایع و کمک به توسعه سریع نیروگاههای هستهای ایمن
۴. اشتراک درسهای نظامی این جنگ با متحدان خود در منطقه هند و اقیانوس آرام، چه پیش از پایان درگیری
خاورمیانه: مهار ایران، مهار اسرائیل و تقویت پیوندهای خلیج فارس
بث سانر (Beth Sanner)، کارشناس دیگر شورای آتلانتیک، بر ضرورت مدیریت تهدیدات ایران، جلوگیری از ازسرگیری جنگ و بازتمرکز بر منافع استراتژیک آمریکا تأکید دارد.
به گفته وی، نخستین اولویت، مهار ایران از بازسازی برنامه هستهای، توانمندیهای موشکی و شبکههای نیابتی خود در لبنان، عراق و یمن است. یک توافق هستهای قوی میتواند لنگر این مهار باشد، اما دستیابی به آن دشوار به نظر میرسد. در نتیجه، گشتهای دریایی گسترده و تلاشهای بازدارندگی با کمک شرکای منطقهای ضروری است.
دوم، واشنگتن باید برای مهار اسرائیل تلاش بیشتری کند. به گفته سانر، لفاظیهای بنیامین نتانیاهو درباره «پیروزی کامل»، همراه با تصرفات ارضی در غزه، لبنان و سوریه و خودداری از مهار شهرکسازیها در کرانه باختری، چشمانداز توسعه پیمانهای ابراهیم را بیش از هر زمان دیگری دور کرده است.
سوم، آمریکا باید با تغییرات ژئوپلیتیکی در خلیج فارس از جمله شکاف رو به رشد امارات و عربستان سعودی مقابله کند، زیرا این شکاف همکاری منطقهای را تهدید میکند.
در نهایت، سانر بر لزوم جبران منافع جنگی که نصیب روسیه و چین شده (از جمله اصطکاک میان آمریکا و متحدانش و کاهش ذخایر نظامی آمریکا) تأکید دارد. بازسازی روابط با متحدان، از جمله برگزاری نشست سهجانبه با سئول و توکیو و نشست رهبران «کاد»، در صدر فهرست کارها قرار دارد.





