ایران جنگ ابدی را پذیرفته است؛ تحلیل یک استاد علوم سیاسی از راهبرد جدید تهران

منبع: فارین افیرز
در دو ماه گذشته، ایران و آمریکا مذاکرات صلح ناپایداری را پشت سر گذاشتهاند. پس از توافق آتشبس بسیار شکننده در آغاز آوریل، مقامات دو کشور پیشنهادهای بلندمدتی را مطرح و سپس رد کردهاند. آنها گاه اعلام کردهاند که به نوعی توافق نزدیک شدهاند و سپس یکدیگر را با پهپاد و موشک هدف قرار دادهاند. دونالد ترامپ روز دوشنبه در پاسخ به پرسشی درباره گزارشها مبنی بر قطع مذاکرات از سوی ایران گفت: «راستش را بخواهید، برایم مهم نیست که تمام شده باشند یا نه. این گفتوگوها خیلی خستهکننده شده بود.»
اما به گفته محمد آیتاللهی طباء، استاد دانشگاه تگزاس A&M و پژوهشگر ارشد در اندیشکدههای معتبر آمریکایی، ارزیابی دقیقتر از رفتار تهران نشان میدهد که اکنون ایران در حال تغییر محاسبات راهبردی خود است و دیگر به دنبال پایان سریع جنگ نیست.
جنگ ابدی؛ نه توافق موقت
طباء در مقاله جدید خود در نشریه فارین افیرز مینویسد که رهبری ایران به این نتیجه رسیده است که یک «جنگ ابدی» با آمریکا میتواند به جای آسیب، برای بقای رژیم مفید باشد. برخلاف تحلیلهای رایج که جنگ را تهدیدی برای ثبات ایران میدانند، این نگاه جدید نشان میدهد که درگیری طولانیمدت، فرصتی برای سرکوب مخالفان، توجیه سختیهای اقتصادی و بسیج داخلی علیه دشمن خارجی فراهم میکند.
به باور این تحلیلگر، تهران متوجه شده است که واشنگتن نیز علاقهای به جنگ تمامعیار و فرسایشی ندارد و ترامپ به دنبال توافقی نمایشی برای کارزار انتخاباتی خود است. در چنین شرایطی، ایران با کش دادن مذاکرات و حفظ درگیری سطح پایین، میتواند امتیازهای بیشتری بگیرد و در عین حال مشروعیت خود را در برابر تهدید خارجی تقویت کند.
سه تغییر در محاسبات راهبردی ایران
طباء سه تحول کلیدی را در نگاه تهران برجسته میکند:
۱. از بازدارندگی به مدیریت جنگ: ایران دیگر به دنبال جلوگیری از جنگ نیست، بلکه به دنبال مدیریت آن برای حفظ دستاوردهای سیاسی و نظامی خود است.
۲. بهرهبرداری از شکافهای داخلی آمریکا: تهران آموخته که فضای سیاسی قطبیشده در آمریکا (از جمله اختلافات میان کاخ سفید و کنگره) را به نفع خود مهار کند و از آن برای تضعیف اجماع علیه خود استفاده نماید.
۳. ارتباط جنگ با بقای رژیم: در شرایطی که اعتراضات داخلی و مشکلات اقتصادی گریبانگیر ایران است، یک درگیری خارجی کمشدت اما مستمر میتواند توجهات را از ناکارآمدیهای داخلی منحرف کند.
پیامدها برای مذاکرات
نویسنده نتیجه میگیرد که تا زمانی که ایران «جنگ ابدی» را به عنوان یک استراتژی سودمند میبیند، نمیتوان انتظار داشت که به سرعت به توافقی جامع و پایدار تن دهد. واشنگتن نیز باید واقعیت جدید را بپذیرد: ممکن است بهترین گزینه، توافقی محدود برای بازگشایی تنگه هرمز و توقف موقت برنامه هستهای باشد، نه پایان کامل درگیری.
طباء هشدار میدهد که اگر آمریکا تحت فشار قرار گیرد تا امتیازهای یکطرفه بدهد، ایران آن را نشانه ضعف تلقی کرده و خواستههای خود را افزایش خواهد داد. برعکس، حفظ فشار اقتصادی و نظامی میتواند تهران را به سمت مذاکره واقعی سوق دهد، اما این فرآیند زمانبر خواهد بود.





