مذاکره، کار بزدلها نیست!

فرزین زندی / پژوهشگر ژئوپلیتیک و جغرافیای سیاسی

تنها سهسال زمان نیاز بود برای اینکه دولت در ایران، مجددا به دست میانهروها سپرده شود. این عبارت را میتوان به شکلهای گوناگونی تفسیر کرد. برجستهترین بخش این روند تحولی، اما شاید متعلق به محمدجواد ظریف است؛ دیپلماتی آرام اما آتشین؛ کسی که همیشه در دورترین فاصله از کشمکشهای سیاست داخلی میایستاد، این بار اما معرکهگیر میدان بود. شخصیتی که رئیسجمهور منتخب، احتمالا بیش از هرکسی وامدار اوست. اما چه شد کسی که در دوران وزارت خود، چند بار به صورت آشکار و نهان، در پی استعفا بود و در اظهارنظری جنجالی و در گفتوگویی که حال و هوای ظریف، سرشار از کلافگی و نارضایتی مینمود، نقش خود در سیاست خارجی ایران را «صفر درصد» اعلام کرد، به بازیگر اصلی این رقابت بدل شد؟ چه شد که پس از سهسال ورق برگشت؟
از آنجا که اصطکاک سیاسی در ایران و در نزد همگان، مشهود و قابل فهم است و بهخوبی هویداست که مرزبندیهای فکری بین گروههای غالب و افرادی مانند ظریف و یارانش که به شکلی کنایهآمیز «حلقه نیویورکیها» مورد خطاب قرار میگرفتند، پرسش پیشین، مهمتر و برجستهتر به چشم میآید. چه شد که ظریف و یارانش که همواره خود را از رقابتهای سیاسی در داخل دور نگاه میداشتند و خود را سربازان ایران در امور دیپلماتیک و سیاست بینالملل میخواندند، اینچنین پا به میدان گذاشتند؟ در نگاه اول، شاید پاسخ به این پرسشها چندان دشوار به نظر نرسد؛ اما یافتن جواب دقیق آنها آنقدرها هم ساده نیست. سایه سنگین دونالد ترامپ، احتمالا قوای عاقله بسیاری از کشورها را به تفکر بیشتر واداشته و خواب و خیالات خوش گذشته را از سرشان بیرون کرده است. دسترسی به برخی دادههای تعیینکننده و برآوردهای اطلاعاتی، احتمالا بسیاری، از جمله نیروهای ذینفع در داخل را نیز به این نتیجه رسانده است که این بزنگاه. مرد «عمل» میخواهد.
از سوی دیگر، موج راستگرایی افراطی که درحال درنوردیدن جهان است، زنگ خطری دیگر را برای ساکنان کل جهان، بهویژه خاورمیانهایهای دردآشنا به صدا درآورده است؛ وضعیتی که شوخیبردار نیست و اگر بهفرض بتوان برخی سازمانها و وزارتخانههای داخلی را با گماردن برخی دوستان و نزدیکان، چندصباحی اداره کرد، اما در سیاست بینالملل، وضع به کلی متفاوت است. فهم زبان دنیا، پیچیدگی تحولات ژئوپلیتیک و حساسشدن صفبندیهای جهانی متاثر از جنگ اوکراین و مساله تایوان، همگی به سردرگمیهای سیاستمداران و تصمیمگیران دامن زده است.
کتاب «وندی شرمن» مذاکرهکننده ارشد دولت وقت آمریکا، با جزئیات قابلتوجهی که در آن ذکر شده، تصویر روشنتری از میزان جدیت و دشواری این مسیر پیچیده، آن هم تنها در یک پروژه سیاسی (پرونده اتمی ایران) به دست میدهد؛ کتابی با عنوان جالبتوجه و آگاهیبخش «مذاکره، کار بزدلها نیست!» در این میان، برخی دیگر از تحولات پیشبینینشده نیز میتواند وضعیت کشور را دچار تلاطم کند و بر همین مبنا، حضور چهرهها و افرادی که حداقل در سطح تخصصی، قابلیتهای خود را اثبات کرده و در شرایط دشوار، توان عبور دادن کشور از پیچهای تند و خطرناک را دارند، شاید نور امیدی باشد برای گذر سلامت از این وضعیت. از همینرو، با حاکمشدن نگاه روامدارانه در دولت نوپای مسعود پزشکیان، تلاش برای اقناع جهت تدوین یک راهبرد ملی برای حکمرانی مطلوب، سازنده و منطبق با خواست و نیاز امروز جامعه ایران، میتواند نویدبخش روزهایی روشن برای آینده کشور باشد.





