بازارها به «انتظارات» واکنش نشان میدهند، نه فقط به واقعیتها
جنگ ایران، اسرائیل و آمریکا

پیام اخیر رئیسجمهور ایران در میانه جنگ با آمریکا و اسرائیل، در ظاهر یک موضعگیری سیاسی بود؛ اما اثر اصلی آن در حوزهای دیگر دیده میشود: بازار نفت و محاسبات امنیتی منطقه.
چنین پیامهایی بهطور مستقیم خط لولهای را نمیبندند و میدانی نفتی را از کار نمیاندازند. اما وقتی مقام ارشد یک کشور همزمان از ادامه فعالیت شورای موقت رهبری و تداوم حملات به پایگاههای دشمن سخن میگوید، در واقع به بازارها و دولتها این سیگنال را میدهد که با وجود ضربه بزرگ وارد شده، زنجیره تصمیمگیری در تهران همچنان فعال است.
همین برداشت برای بازار کافی است تا فرض کند که درگیری ممکن است ادامه پیدا کند یا حتی گسترش یابد. نتیجه چنین برداشتی افزایش چیزی است که اقتصاددانان آن را «پرمیوم ریسک» در بازار انرژی و کشتیرانی مینامند.
چرا این پیام برای بازار نفت مهم است؟
بازار نفت تنها به عرضه امروز نگاه نمیکند. معاملهگران همواره احتمال اختلال در عرضه در هفتهها و ماههای آینده را نیز در قیمتها لحاظ میکنند.
اگر بازار به این نتیجه برسد که بحران صرفاً ناشی از یک آشفتگی کوتاهمدت در داخل ایران است، قیمتها معمولاً بهسرعت آرام میشوند. اما اگر برداشت غالب این باشد که با یک تقابل پایدار و سازمانیافته روبهرو هستیم، ریسک در قیمتها باقی میماند.
در همین روزها نیز قیمت نفت برنت از مرز ۹۰ دلار عبور کرده و گزارشها از جهش قابل توجه هفتگی حکایت دارند. در چنین فضایی، هر پیامی که احتمال تداوم درگیری را تقویت کند، میتواند به حفظ همین ریسک در بازار کمک کند.
تنگه هرمز؛ گلوگاه حیاتی انرژی جهان
حساسیت بازار نفت به تحولات منطقه تا حد زیادی به جایگاه تنگه هرمز بازمیگردد. این آبراه یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی در جهان است.
بر اساس دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا، عبور نفت از این تنگه بیش از یکچهارم تجارت دریابرد نفت جهان و حدود یکپنجم مصرف جهانی نفت و فرآوردههای نفتی را شامل میشود. آژانس بینالمللی انرژی نیز اعلام کرده که بهطور متوسط حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت در روز از این مسیر عبور میکند.
به همین دلیل، حتی افزایش احتمال تهدید کشتیرانی در خلیج فارس میتواند به سرعت بر قیمت نفت، بیمه کشتیها، هزینه حمل و در نهایت قیمت انرژی در جهان اثر بگذارد.
دو سیگنال کلیدی در پیام تهران
در پیام رئیسجمهور ایران دو نکته برای بازارها اهمیت ویژه دارد.
نخست، اشاره به اصل ۱۱۱ قانون اساسی و آغاز به کار شورای موقت رهبری است. این بخش به بازارها میگوید که نباید روی سناریوی فلج شدن تصمیمگیری در تهران حساب کنند.
دوم، تأکید بر این که نیروهای مسلح ایران «با قدرت» در حال اقدام هستند. چنین عبارتی به معنای آن است که احتمال حملات تلافیجویانه یا اقدامات نامتقارن در منطقه همچنان وجود دارد.
در زبان بازار، این پیام بیش از آنکه تضمینکننده جهش قیمتها باشد، سناریوی فروکش سریع بحران را تضعیف میکند. همین عامل میتواند قیمتها را در سطوح بالا نگه دارد.
اثرات امنیتی در خاورمیانه
پیام تهران برای امنیت خاورمیانه نیز دو پیام متناقض دارد.
از یک سو، تأکید بر تداوم ساختار قدرت میتواند برای برخی کشورهای منطقه تا حدی آرامشبخش باشد. برای بسیاری از دولتهای خلیج فارس، خلأ قدرت در ایران میتواند خطرناکتر از وجود یک حکومت منسجم باشد.
اما از سوی دیگر، همین پیام بر ادامه پاسخ نظامی ایران نیز تأکید میکند. به همین دلیل بسیاری از همسایگان ایران آن را نشانهای از احتمال طولانیتر شدن درگیری و حتی سرایت آن به مناطق دیگری مانند خلیج فارس، عراق یا سوریه میدانند.
اثر فوری بر کشتیرانی و بیمه انرژی
در سطح عملیاتی، چنین پیامهایی بیش از همه بر چهار حوزه اثر میگذارند: بیمه جنگ، کرایه نفتکشها، مسیرهای کشتیرانی و رفتار شرکتهای انرژی.
اگر بازار تصور کند ایران همچنان توان و اراده ادامه جنگ را دارد، شرکتهای بیمه و مالکان کشتیها سطح خطر را بالا در نظر میگیرند. این موضوع حتی بدون بسته شدن تنگه هرمز نیز میتواند هزینه عبور نفتکشها را افزایش دهد.
افزایش هزینه حملونقل انرژی در نهایت خود را در قیمت نهایی نفت و گاز نشان میدهد.
پیام برای کشورهای عربی خلیج فارس
برای کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، این پیام یک هشدار ژئوپلیتیکی نیز به همراه دارد. ادامه جنگ میتواند آنها را وادار کند میان دو گزینه دشوار تعادل برقرار کنند: فاصله گرفتن از جنگ یا هماهنگی امنیتی بیشتر با آمریکا.
در چنین شرایطی این کشورها احتمالاً به سمت افزایش حفاظت از تأسیسات انرژی، بنادر و خطوط صادراتی خود حرکت خواهند کرد؛ زیرا گزینههای دور زدن تنگه هرمز همچنان محدود است.
پیام اخیر تهران بهتنهایی باعث جهش ناگهانی قیمت نفت نمیشود؛ اما یک اثر مهم دارد: تقویت این تصور که جنگ ممکن است ادامه پیدا کند.
برای بازار نفت، همین تصور کافی است تا قیمتها در سطوح بالا باقی بمانند و نوسان افزایش یابد. برای امنیت خاورمیانه نیز نتیجه دوگانه است: خطر بیثباتی ناشی از خلأ قدرت کاهش مییابد، اما احتمال ادامه یک جنگ منظم و منطقهای افزایش پیدا میکند.
به بیان ساده، پیام اصلی برای منطقه این است: ایران ضربه خورده، اما هنوز تصمیمگیر، منسجم و در حال پاسخ است.





