اورانیوم نفت نیست: چرا جنگ ایران میتواند از مسیر غنیسازی بازار هستهای جهان را بلرزاند
جنگ ایران، اسرائیل و آمریکا

جنگ میان ایران از یک سو و اسرائیل و ایالات متحده از سوی دیگر، بیش از آنکه بازار نفت را نگران کند، توجه تحلیلگران انرژی را به بازاری کمتر دیدهشده جلب کرده است: بازار جهانی اورانیوم و زنجیره سوخت هستهای.
برخلاف نفت، بحرانهای ژئوپلیتیک در بازار اورانیوم معمولاً به سرعت به کمبود فیزیکی تبدیل نمیشوند. اما میتوانند از مسیر انتظارات، قراردادهای بلندمدت و ظرفیتهای محدود غنیسازی، کل بازار سوخت هستهای را بیثبات کنند.
در نگاه اول ممکن است تصور شود که جنگی بر سر برنامه هستهای ایران باید مستقیماً بازار اورانیوم را دچار شوک عرضه کند. اما مسئله اصلی جای دیگری است. بازار هستهای بیش از آنکه به استخراج سنگ معدن وابسته باشد، به بخشهای میانی زنجیره سوخت—بهویژه تبدیل و غنیسازی—وابسته است؛ بخشهایی که ظرفیت جهانی آنها محدودتر و توسعهشان زمانبرتر است.
در حال حاضر تولید معدن اورانیوم در جهان بسیار متمرکز است. قزاقستان، کانادا و نامیبیا سهم بزرگی از عرضه جهانی را در اختیار دارند. اما حتی با وجود این تمرکز، استخراج تنها یکی از حلقههای زنجیره سوخت است. اورانیوم پیش از آنکه به برق تبدیل شود باید مراحل تبدیل شیمیایی، غنیسازی و ساخت سوخت را طی کند—مراحلی که تعداد بازیگران آن بسیار کمتر است و ظرفیت آنها نیز بهسرعت قابل افزایش نیست.
همین ساختار باعث میشود شوکهای ژئوپلیتیک ابتدا در سطح «انتظارات بازار» ظاهر شوند. برخلاف بازار نفت که معاملات نقدی گستردهای دارد، بخش بزرگی از مبادلات اورانیوم از طریق قراردادهای بلندمدت میان شرکتهای برق و تأمینکنندگان سوخت انجام میشود. به همین دلیل، وقتی یک بحران ژئوپلیتیک احتمال اختلال در زنجیره تأمین را افزایش میدهد، اثر آن بیشتر در قالب افزایش رقابت برای قراردادهای آینده و بالا رفتن هزینههای سوخت ظاهر میشود.
جنگ جاری بر سر برنامه هستهای ایران دقیقاً چنین سناریویی را ایجاد کرده است. حتی اگر این جنگ به اختلال فوری در تولید معدن اورانیوم منجر نشود، میتواند نگرانیها درباره امنیت زنجیره سوخت هستهای را تشدید کند—بهویژه در بخشهایی مانند تبدیل و غنیسازی که ظرفیت جهانی آنها محدودتر است.
در کوتاهمدت، احتمال خاموش شدن نیروگاههای هستهای جهان به دلیل کمبود سوخت پایین است. سوخت هستهای چگالی انرژی بسیار بالایی دارد و بسیاری از نیروگاهها میتوانند مقدار قابل توجهی سوخت را در محل ذخیره کنند. علاوه بر این، بسیاری از شرکتهای برق از قبل قراردادهای چندساله برای تأمین سوخت دارند.
اما در افق میانمدت، اگر بحران ایران به تحریمهای جدید، محدودیت در تجارت فناوری هستهای یا اختلال در مسیرهای حملونقل منجر شود، فشار اصلی احتمالاً در بخشهای میانی زنجیره سوخت ظاهر خواهد شد. در آن صورت مسئله اصلی برای نیروگاهها نه کمبود فوری سنگ معدن، بلکه افزایش هزینه سوخت، تأخیر در تحویل و رقابت شدیدتر برای قراردادهای تأمین خواهد بود.
این نگرانیها در شرایطی مطرح میشود که بازار جهانی اورانیوم از پیش نیز حساس شده است. افزایش علاقه کشورها به انرژی هستهای، رشد تقاضای برق و نااطمینانیهای ژئوپلیتیک در سالهای اخیر باعث شده بسیاری از شرکتهای برق برای تأمین سوخت آینده خود رقابت شدیدتری داشته باشند. در همین فضا قیمت اورانیوم در بازارهای جهانی در سالهای اخیر رشد قابل توجهی را تجربه کرده است.
به همین دلیل جنگی که امروز بر سر برنامه هستهای ایران جریان دارد، ممکن است اثر خود را نه در معادن اورانیوم، بلکه در شکنندهترین بخش زنجیره سوخت هستهای نشان دهد. اگر این بحران طولانی شود، بازار جهانی اورانیوم احتمالاً با کمبود فوری روبهرو نخواهد شد، اما بازار سوخت هستهای وارد دورهای تازه از گرانتر شدن، سیاسیتر شدن و امنیتیتر شدن خواهد شد.





